جنگنده ها
F-16 Fighting Falcon یک جنگنده چندمنظوره تکموتوره است که توسط شرکت جنرال داینامیکس برای نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا توسعه یافت. این هواپیما در دهه ۱۹۷۰ و در چارچوب برنامه جنگنده سبکوزن (Lightweight Fighter) طراحی شد و نخستین پرواز خود را در سال ۱۹۷۴ انجام داد. F-16 در ابتدا با هدف برتری هوایی توسعه یافت، اما در ادامه با ارتقای سامانههای مأموریتی و تسلیحاتی، به یک جنگنده چندمنظوره تبدیل شد که توانایی انجام مأموریتهای رهگیری، حمله به اهداف زمینی، پشتیبانی هوایی نزدیک، سرکوب پدافند هوایی و شناسایی را به دست آورد.F-16 از زمان ورود به خدمت در سال ۱۹۷۸ به یکی از پرکاربردترین جنگندههای جهان تبدیل شد. این هواپیما در دهها کشور به خدمت درآمده و در عملیاتهای نظامی متعددی در اروپا، خاورمیانه، آسیا و آفریقا به کار گرفته شده است. تولید آن نیز با وجود گذشت چند دهه از نخستین پرواز، همچنان در نسخههای ارتقایافته ادامه دارد و آخرین مدلهای آن به رادار آرایه فازی فعال (AESA)، سامانههای جنگ الکترونیک پیشرفته و جنگافزارهای هدایتشونده نسل جدید مجهز شدهاند.

در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی، نیروی هوایی آمریکا عملکرد جنگندههای خود را در نبردهای هوایی و مأموریتهای پشتیبانی زمینی بررسی کرد. تجربه جنگ ویتنام، بهخصوص در عملیاتهایی مانند «رولینگ تاندر» و «لاینبکر»، نشان داد که جنگندههای سنگین آمریکایی در برخی شرایط در برابر جنگندههای سبکتر و چابکتر ساخت شوروی عملکرد ضعیفتری دارند. این بررسیها در کنار تغییر نیازهای عملیاتی باعث شد برنامه جنگنده سبکوزن پیشرفته یا LWF آغاز شود؛ برنامهای که در نهایت به توسعه جنگنده F-16 انجامید.
در آن زمان، بخشی از مقامات وزارت دفاع آمریکا تصور میکردند که بیشتر نبردهای هوایی آینده از فاصله دور و بدون دید بصری یا BVR انجام خواهد شد و خلبانان میتوانند با استفاده از موشکهای راداری، پیش از نزدیک شدن به دشمن با آن درگیر شوند. همین دیدگاه در طراحی جنگندههای بزرگی مانند F-4 فانتوم ۲ تأثیر داشت. این هواپیما در حالت خالی حدود ۱۳,۷۵۷ کیلوگرم (۳۰,۳۲۸ پاوند) وزن داشت و مدلهای اولیه آن حتی به توپ داخلی مجهز نبودند.
اما شرایط واقعی در آسمان ویتنام با این تصور تفاوت داشت. قوانین درگیری خلبانان آمریکایی را مجبور میکرد که ابتدا هواپیمای دشمن را با چشم ببینند و شناسایی کنند. به همین دلیل، جنگندههای آمریکایی بارها وارد نبردهای هوایی نزدیک یا Dogfight شدند. در چنین نبردهایی، جنگندههای کوچکتر و سبکتر شوروی مانند MiG-21 به دلیل اندازه کوچک، سطح مقطع کمتر و توانایی بالاتر در انجام چرخشهای سریع، میتوانستند در موقعیت مناسبی برای درگیری قرار بگیرند. وزن خالی میگ-۲۱ حدود ۵,۳۵۰ کیلوگرم بود و همین اختلاف وزن با جنگندههای سنگینتر آمریکایی، در برخی مانورها به آن مزیت میداد.
برای حل این مشکل، گروهی از تحلیلگران نظامی، مهندسان و افسران ارشد در پنتاگون دور هم جمع شدند تا شیوه طراحی جنگندهها را از ریشه تغییر دهند. هسته اصلی این گروه را کلنل جان بوید، توماس کریستی و هری هیلیکر تشکیل میدادند.مبنای علمی کار آنها، تئوری «مدیریت انرژی-مانورپذیری» (EM) بود که جان بوید آن را طراحی کرد. این تئوری میگفت که توانایی یک جنگنده در نبرد هوایی به میزان انرژی پتانسیل و جنبشی آن بستگی دارد. بر اساس این تئوری، برتری در آسمان به معنی داشتن سرعتهای خیلی بالا (مثل ماخ ۲.۵ که به ندرت پیش میآمد) نبود، بلکه به توانایی تغییر سریع جهت، حفظ سرعت در چرخشهای تند و بازگرداندن سریع انرژی حرکتی مربوط میشد.
برنامه جنگنده سبکوزن باعث شد دو شرکت بزرگ هوافضایی نمونههای اولیه خود را برای رقابت بسازند: مدل YF-16 ساخت کمپانی جنرال داینامیکس و مدل YF-17 ساخت کمپانی نورثروپ. پنتاگون هر دو هواپیما را به پایگاه هوایی ادواردز فرستاد تا تواناییهای آنها را در شرایط واقعی پرواز بسنجد.
| شاخص فنی و ساختاری | پیشنمونه YF-16 (جنرال داینامیکس) | پیشنمونه YF-17 (نورثروپ) |
| تعداد و نوع موتور | تکموتوره (۱ عدد Pratt & Whitney F100) | دوموتوره (۲ عدد General Electric YF101) |
| بیشترین رانش با پسسوز | ۲۳,۸۳۰ پاوند (مجموع کل) | ۲۸,۸۰۰ پاوند (مجموع دو موتور ۱۴,۴۰۰ پاوندی) |
| وزن خالی هواپیما | ۶,۱۷۷ کیلوگرم (۱۳,۶۱۷ پاوند) | ۷,۶۲۲ کیلوگرم (۱۶,۸۰۰ پاوند) |
| مساحت بال | ۲۶ متر مربع | ۳۲.۵ متر مربع |
| تاریخ اولین پرواز رسمی | ۲ فوریه ۱۹۷۴ | ۹ ژوئن ۱۹۷۴ |
در ۱۳ ژانویه ۱۹۷۵، وزارت دفاع امریکا رسماً طرح YF-16 جنرال داینامیکس را برنده این مسابقه اعلام کرد و نام آن را F-16 فایتینگ فالکون گذاشت. موتور به کار رفته در F-16 دقیقاً همان موتور جنگنده F-15 ایگل بود. این کار هزینههای ساخت و توسعه ارتش را بسیار کم کرد و مشکل تأمین قطعات یدکی را از بین برد؛ مزیتی که موتورهای جدید و آزمایشنشده YF101 نورثروپ در آن زمان نداشتند. همچنین F-16 به خاطر تکموتوره بودن و وزن کمتر، سوخت بسیار کمتری مصرف میکرد و در پروازهای گشتزنی و طولانی، کارایی بهتری نسبت به رقیب دوموتوره خود داشت. علاوه بر این، استفاده از طراحی ناپایدار سیستم هدایت پرواز با سیم (Fly-By-Wire) چابکی بالایی به هواپیما میداد و خلبان میتوانست از تمام توان بدنه استفاده کند.

ترکیب صندلی مایل و سیستم پرواز با سیم (FBW) باعث شد محدودیت اصلی اف-۱۶ در مانورهای شدید، بیشتر به توانایی تحمل فشار توسط خلبان مربوط باشد تا توان سازه هواپیما. پیش از اف-۱۶، بسیاری از جنگندهها هنگام انجام مانورهای بالای ۷ جی با محدودیتهای سازهای و کنترلی روبهرو میشدند. اما اف-۱۶ با استفاده از طراحی ناپایدار و سیستم کنترل پرواز دیجیتال، توانست نرخ چرخش بالایی داشته باشد. این جنگنده در ارتفاع ۱۵٬۰۰۰ پایی به نرخ چرخش مستمر حدود ۱۴.۵ درجه بر ثانیه دست یافت، در حالی که نرخ چرخش مستمر میگ-۲۱ حدود ۹ درجه بر ثانیه بود. این تفاوت، برتری قابل توجه اف-۱۶ در مانورهای هوایی را نشان میداد.سیستم کامپیوتر پرواز اف-۱۶ نیز نقش مهمی در کنترل هواپیما داشت. این سیستم به صورت مداوم وضعیت پرواز را بررسی میکرد و اجازه نمیداد هواپیما از محدودههای تعیینشده برای بار واردشده به سازه یا زاویه حمله عبور کند. در نتیجه، خلبان میتوانست در هنگام نبرد مانورهای شدید انجام دهد، بدون اینکه لازم باشد دائماً نگران وارد شدن فشار بیش از حد به سازه یا از دست رفتن کنترل هواپیما باشد. در نسخههای اصلی، این سیستم امکان رسیدن به حداکثر ۹ جی را فراهم میکرد.
ورودی هوای اف-۱۶ نیز در زیر بدنه قرار گرفته است. این طراحی برای تأمین جریان هوای مناسب موتور در هنگام مانورهای شدید و زاویه حمله بالا انتخاب شد. شکل بدنه و ورودی هوا به گونهای طراحی شده بود که جریان هوا در شرایط مختلف پروازی تا حد امکان پایدار باقی بماند و موتور بتواند بدون کاهش شدید عملکرد کار کند.
در اف-۱۶ از موتورهای خانواده F100 و F110 استفاده شد که بسته به مدل و نوع موتور، توان تولید حدود ۲۳٬۰۰۰ تا ۲۹٬۰۰۰ پاوند رانش با پسسوز را داشتند. این ترکیب از موتور قدرتمند، بدنه سبک و سیستم کنترل پرواز دیجیتال، نقش مهمی در شتاب، اوجگیری و قدرت مانور بالای اف-۱۶ داشت.
| مشخصه فنی | مقدار (متریک/امپریال) | |
|---|---|---|
| طول کل بدنه | ۱۵.۰۶ متر (۴۹ فوت ۵ اینچ) | |
| دهانه بال | ۹.۴۵ متر (۳۱ فوت) | |
| ارتفاع هواپیما | ۴.۸۸ متر (۱۶ فوت) | |
| وزن خالی | ۸,۵۷۰ کیلوگرم (۱۸,۹۰۰ پاوند) | |
| بیشترین وزن برخاست | ۱۹,۱۸۷ کیلوگرم (۴۲,۳۰۰ پاوند) | |
| ضریب پایداری استاتیکی | منفی ۳٪ تا ۵٪ | |
| محدوده شتاب (G-Limit) | +9.0G / -3.0G | |
| مساحت سطوح کنترل دم | ۵.۴۸ متر مربع |
تغییر در سیستمهای الکترونیکی، آویونیک و تسلیحات اف-۱۶ یکی از مهمترین مراحل تکامل این جنگنده در طول تاریخ آن بود. اف-۱۶ در ابتدا بیشتر برای نبردهای روزانه و درگیریهای نزدیک طراحی شده بود، اما ساختار انعطافپذیر و رایانههای آن این امکان را فراهم کرد که به مرور توانایی انجام نبردهای دوربرد یا BVR را نیز به دست آورد. یکی از مهمترین بخشهای این تغییرات، رادار هواپیما بود. با گذشت زمان، رادارهای مختلفی روی اف-۱۶ نصب شدند و هر نسل نسبت به نسل قبلی توانایی بیشتری در زمینه برد کشف، مقاومت در برابر جنگ الکترونیک و شناسایی و رهگیری اهداف داشت. در کنار این موارد، حالتهای پیشرفتهتری برای شناسایی اهداف زمینی نیز به رادار اضافه شد و همین تغییرات باعث شد اف-۱۶ از یک جنگنده ساده برای نبردهای نزدیک، به یک هواپیمای چندمنظوره با توانایی انجام مأموریتهای هوایی و زمینی در فواصل مختلف تبدیل شود.
رادار اولیه نصب شده روی مدلهای قدیمی، سیستم پالسی-داپلر AN/APG-66 ساخت شرکت وستینگهاوس بود.
نوع سیستم: پالسی-داپلر با باند فرکانسی X.
برد کشف بمبافکن (هدف بزرگ): حداکثر تا ۸۰ کیلومتر.
برد کشف جنگنده (هدف کوچک): ۴۶ تا ۵۶ کیلومتر در حالت نگاه به بالا و ۳۷ تا ۴۶ کیلومتر در حالت نگاه به پایین.
توانایی نگاه به پایین/شلیک به پایین: داشت، اما با محدودیتهای شدید در برابر نویز زمین.
با آمدن بلاک ۲۵ و مدلهای بعدی، رادار ارتقایافته AN/APG-68 به عنوان استاندارد جدید معرفی شد.
نوع سیستم: پالسی-داپلر پیشرفته با فرکانسهای پالس متغیر.
برد کشف جنگنده: افزایش برد تا ۱۰۵ کیلومتر (حدود ۱۰۰ درصد بیشتر از مدل اولیه).
اوج پیشرفت الکترونیکی اف-۱۶ با نصب رادار آرایه فازی فعال (AESA) مدل AN/APG-83 رقم خورد.
نوع سیستم: آرایه فازی فعال الکترونیکی (AESA).
برد کشف جنگندههای پنهانکار: فراتر از ۱۶۰ کیلومتر (بیش از دو برابر رادار قبلی).
تعداد اهداف همزمان: بیش از ۲۰ هدف به صورت همزمان در زاویههای مختلف، همراه با نقشهبرداری زمین با دقت کمتر از ۱ متر از فاصلههای دور

اف-۱۶ دارای ۹ جایگاه حمل سلاح است که یک جایگاه در نوک هر بال، سه جایگاه در زیر هر بال و یک جایگاه نیز در زیر شکم هواپیما قرار دارد. بیشترین وزن سلاح قابل حمل در مدلهای مدرن اف-۱۶ به ۷,۷۱۱ کیلوگرم (۱۷,۰۰۰ پاوند) میرسد. این هواپیما در بخش تسلیحات هوا به هوا به توپ داخلی M61A1 ولکان مجهز است. این توپ یک گاتلینگ ۶ لول ۲۰ میلیمتری با وزن ۱۳۶ کیلوگرم (بدون فشنگ) است و ظرفیت حمل ۵۱۱ گلوله انفجاری را دارد و میتواند با سرعت ۶,۰۰۰ گلوله در دقیقه شلیک کند.
اف-۱۶ همچنین توانایی حمل موشک AIM-9 سایدوایندر را دارد که یک موشک حرارتی کوتاهبرد است و از مدلهای قدیمی این موشک تا مدل مدرن AIM-9X روی آن استفاده شده است. برد این موشکها از ۱ تا فراتر از ۳۵ کیلومتر است. مدل AIM-9X با هماهنگی با کلاه خلبان این امکان را به خلبان میدهد که بدون چرخاندن کامل دماغه هواپیما، اهدافی را در زاویههای تند تا ۹۰ درجه هدف قرار دهد. در بخش تسلیحات دوربرد هوا به هوا نیز موشک AIM-120 امرام قرار دارد. مدلهای مختلف این موشک بردی از ۱۰۵ تا فراتر از ۱۶۰ کیلومتر دارند و وزن موشک ۱۵۲ کیلوگرم است و یک کلاهک ۱۸.۱ کیلوگرمی حمل میکند. AIM-120 از دسامبر ۱۹۹۲ روی اف-۱۶ عملیاتی شد و اولین شکار خود را بر فراز عراق انجام داد.

اف-۱۶ در بخش تسلیحات هوا به زمین نیز میتواند انواع سلاحهای هدایتشونده را حمل کند. بمبهای هدایت ماهوارهای JDAM با استفاده از سیستم موقعیتیاب جهانی (GPS) هدایت میشوند و وزنی بین ۲۲۷ تا ۹۰۷ کیلوگرم دارند. برد این بمبها تا ۲۴ کیلومتر است و به اف-۱۶ اجازه میدهند حتی در هوای کاملاً ابری یا میان دود غلیظ، اهداف ثابت را با دقت کمتر از ۵ متر هدف قرار دهد. موشک ضد رادار AGM-88 هارم نیز برای نابود کردن رادارهای پدافند دشمن استفاده میشود و برد آن فراتر از ۱۵۰ کیلومتر است. از بلاک ۴۰/۵۰ به بعد، این موشک با نصب سیستم موقعیتیابی مخصوص در زیر شکم هواپیما با اف-۱۶ یکپارچه شد.
اف-۱۶ همچنین توانایی حمل مهمات دورایستا مانند AGM-154 و AGM-158 را دارد. AGM-154 یک سلاح بدون موتور است که میتواند تا ۱۳۰ کیلومتر برد داشته باشد، در حالی که AGM-158 یک موشک کروز موتوردار با برد فراتر از ۳۷۰ کیلومتر است. AGM-158 از یک کلاهک نفوذکننده سنگین ۴۵۰ کیلوگرمی استفاده میکند و به اف-۱۶ اجازه میدهد اهداف را از فاصله بسیار دور و بدون نزدیک شدن مستقیم به منطقه هدف مورد حمله قرار دهد.
غلافهای ناوبری، نشانهگیری و جنگ الکترونیک
برای هدایت این تسلیحات در شب و روز، سیستمهای داخلی اف-۱۶ با غلافهای (پادهای) خارجی که زیر شکم نصب میشوند، هماهنگ شدند. سامانه لانتیرن (LANTIRN) شامل دو پاد مجزا بود که در اواخر دهه ۱۹۸۰ روی هواپیما نصب شد. پاد ناوبری به خلبان اجازه میداد در تاریکی مطلق در ارتفاع ۳۰ متری زمین با سرعت ۹۰۰ کیلومتر بر ساعت پرواز کند و تصویر مسیر را روی شیشه جلوی خود (HUD) ببیند. پاد نشانهگیری نیز دارای مسافتیاب لیزری برای پرتاب دقیق بمبهای لیزری بود. بعدها غلاف نشانهگیری پیشرفته اسنایپر (Sniper ATP) جایگزین سیستمهای قدیمی شد و با دوربینهای حرارتی و تلویزیونی باکیفیت، میتواند خودروهای متحرک زمینی

را از فاصله فراتر از ۴۰ کیلومتری و در ارتفاع بالا، دور از برد موشکهای دوشپرتاب، شناسایی و قفل کند. همچنین سیستم جنگ الکترونیک وایپر شیلد (Viper Shield) که روی بلاکهای ۷۰/۷۲ نصب شده است، به صورت هماهنگ با رادار AESA کار میکند؛ سیگنالهای پدافند دشمن را دریافت و تحلیل کرده و امواج اخلالگر تولید میکند تا قفل راداری موشکهای زمین به هوای دشمن را بشکند.
یکی از مهمترین مأموریتهای تاریخ اف-۱۶ در ۷ ژوئن ۱۹۸۱ توسط نیروی هوایی اسرائیل انجام شد. این عملیات که با نام «اپرا» یا «بابل» شناخته میشود، با هدف نابودی راکتور هستهای اوزیراک در نزدیکی بغداد انجام گرفت.
مسیر رفت و برگشت این پرواز بیش از ۱,۶۰۰ کیلومتر بود و هواپیماها برای رسیدن به هدف باید از آسمان اردن و عربستان عبور میکردند. در آن زمان اف-۱۶ به مخازن سوخت تطبیقی روی بدنه مجهز نبود و مأموریت نیز قرار بود بدون سوختگیری هوایی انجام شود. به همین دلیل، هواپیماها با مخازن سوخت خارجی آماده شدند تا بتوانند مسافت طولانی رفت و برگشت را طی کنند. خلبانان برای کاهش احتمال شناسایی توسط رادارهای پدافندی نیز در ارتفاع بسیار پایین، کمتر از ۳۰ متر، پرواز کردند.گروه حمله شامل ۸ فروند F-16A بود و ۶ فروند F-15A نیز وظیفه پشتیبانی هوایی را بر عهده داشتند. هر اف-۱۶ به دو بمب سقوط آزاد ۹۰۷ کیلوگرمی Mk 84 مجهز شده بود. در آن زمان سامانه GPS برای هدایت بمب وجود نداشت و خلبانان برای محاسبه زمان رهاسازی بمب به سامانه رایانهای هواپیما یا CCIP متکی بودند.حمله در ساعت ۱۸:۳۵ آغاز شد و ۸ فروند اف-۱۶ در کمتر از ۸۰ ثانیه مجموعاً ۱۶ بمب را به سمت راکتور رها کردند. بر اساس گزارشهای مربوط به عملیات، ۱۴ بمب به هدف اصابت کرد و گنبد بتنی راکتور به شدت آسیب دید و تخریب شد. تمامی جنگندههای شرکتکننده نیز بدون خسارت به پایگاه بازگشتند.عملیات اپرا نشان داد که اف-۱۶ با وجود اینکه در ابتدا به عنوان یک جنگنده سبک و چابک ساخته شده بود، میتواند با استفاده از مخازن سوخت خارجی و برنامهریزی مناسب یک مأموریت حمله دوربرد را نیز انجام دهد. این عملیات بعدها به یکی از شناختهشدهترین نمونههای استفاده عملیاتی از اف-۱۶ در یک حمله دوربرد تبدیل شد.

بخش زیادی از شهرت اف-۱۶ به عملکرد آن در نبردهای هوایی با جنگندههای نسل سوم و چهارم شوروی مربوط میشود. یکی از مهمترین نمونهها در ژوئن ۱۹۸۲ و در جریان جنگ لبنان رخ داد؛ زمانی که یکی از بزرگترین نبردهای هوایی مدرن در آسمان دره بقاع شکل گرفت. نیروی هوایی اسرائیل تعداد زیادی اف-۱۶ را برای حمله به سامانههای پدافندی سوریه، از جمله سام-۲، سام-۳ و سام-۶، و همچنین مقابله با جنگندههای سوری به منطقه اعزام کرد. در جریان این درگیریها، اف-۱۶های اسرائیلی در کنار دیگر جنگندههای این نیرو موفق شدند تعدادی از جنگندههای سوری شامل میگ-۲۱، میگ-۲۳ و سوخو-۲۲ را سرنگون کنند. چابکی بالای اف-۱۶ در نبرد نزدیک، همراه با استفاده از موشکهای حرارتی پایتون-۳ و AIM-9L، به خلبانان اسرائیلی اجازه میداد در مانورهای شدید و چرخشهای تا ۹ جی، سریعتر خود را در موقعیت مناسب برای شلیک قرار دهند.

اف-۱۶ بعدها در عملیاتهای ناتو بر فراز بالکان نیز به یکی از جنگندههای اصلی این نیرو تبدیل شد. در عملیاتهای Deny Flight و Allied Force، اف-۱۶های آمریکا و هلند در مأموریتهای گشت رزمی، حمله به اهداف زمینی و مقابله با هواپیماهای صربستان شرکت کردند. در ۲۸ فوریه ۱۹۹۴، اف-۱۶های آمریکایی در یکی از نخستین درگیریهای هوایی ناتو در دوران پس از جنگ سرد، چهار فروند جت یوگسلاوی را سرنگون کردند. در سال ۱۹۹۹ نیز یک اف-۱۶ هلندی با استفاده از موشک راداری AIM-120 امرام یک فروند میگ-۲۹ صربستان را سرنگون کرد. این عملیاتها نشان دادند که اف-۱۶ علاوه بر توانایی بالا در نبرد نزدیک، با استفاده از رادار و موشکهای راداری خود میتواند در درگیریهای فراتر از میدان دید نیز عملکرد موثری داشته باشد.
با آغاز جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و اجرای عملیات طوفان صحرا، اف-۱۶ به پرشمارترین جنگنده آمریکایی حاضر در جنگ تبدیل شد و بخش زیادی از مأموریتهای آن به حملات زمینی اختصاص داشت. نیروی هوایی آمریکا ۲۴۹ فروند F-16C/D را در این عملیات به کار گرفت که در مجموع بیش از ۱۳,۴۵۰ سورتی پرواز انجام دادند؛ رقمی که در میان هواپیماهای شرکتکننده در جنگ بیشترین تعداد پرواز بود. اف-۱۶ها در این عملیات وظیفه حمله به پایگاههای موشک اسکاد، تأسیسات نظامی و خطوط دفاعی عراق را بر عهده داشتند. با وجود فعالیت گسترده پدافند هوایی عراق، میزان تلفات اف-۱۶ پایین بود و در طول جنگ تنها ۵ فروند از این هواپیماها بر اثر اصابت موشکهای زمین به هوا یا آتش توپهای ضدهوایی سرنگون شدند.
در جنگهای عراق و افغانستان در قرن بیستویکم، شرایط میدان نبرد تغییر کرد. در این جنگها پدافند هوایی کلاسیک و گستردهای وجود نداشت، اما نیاز نیروهای زمینی به پشتیبانی هوایی نزدیک یا CAS افزایش پیدا کرد. اف-۱۶های مجهز به غلافهای نشانهروی اسنایپر و بمبهای هدایتشونده ماهوارهای JDAM میتوانستند در شب و روز و حتی در شرایط نامساعد جوی، اهداف کوچک را در مناطق شهری و کوهستانی شناسایی و مورد حمله قرار دهند. استفاده از مخازن سوخت خارجی نیز به این هواپیماها اجازه میداد مدت بیشتری در منطقه عملیاتی باقی بمانند و در صورت درخواست نیروهای زمینی، برای پشتیبانی از آنها وارد عمل شوند.
یکی از جدیدترین بخشهای کارنامه اف-۱۶، ورود این جنگنده به نیروی هوایی اوکراین پس از انتقال تعدادی از هواپیماهای کشورهای ناتو، از جمله هلند، دانمارک، نروژ و بلژیک است. بخش زیادی از این هواپیماها از مدلهای ارتقایافته F-16AM/BM MLU هستند و در شرایطی وارد عملیات شدهاند که پدافند هوایی روسیه همچنان یک تهدید جدی برای آنها محسوب میشود. یکی از این تهدیدها سامانههای پدافندی بردبلند مانند S-400 و S-350 است که با پوشش راداری گسترده، استفاده از ارتفاع بالا را برای اف-۱۶ دشوار میکنند. به همین دلیل، این هواپیماها در بسیاری از مأموریتها مجبورند در ارتفاع پایین پرواز کنند تا احتمال شناسایی و درگیری کاهش پیدا کند. تهدید دیگر نیز سامانههای جنگ الکترونیک روسیه است. این سامانهها میتوانند سیگنالهای ماهوارهای، از جمله GPS، را مختل کنند و در نتیجه استفاده از برخی مهمات هدایتشونده را دشوارتر کنند. به همین دلیل، تجهیزات ارتباطی، ناوبری و سامانههای مقاوم در برابر جنگ الکترونیک اهمیت زیادی در عملیات اف-۱۶های اوکراینی دارند.
یکی از مهمترین وظایف اف-۱۶های اوکراینی، دفاع هوایی است. این هواپیماها با استفاده از رادارهای ارتقایافته و موشکهای راداری AIM-120 امرام، برای مقابله با موشکهای کروز و پهپادهای روسی به کار گرفته میشوند. هدف اصلی در این مأموریتها جلوگیری از رسیدن موشکها و پهپادها به شهرها و زیرساختهای مهم است. این نقش با مأموریتهای سنتی اف-۱۶ تفاوت دارد، زیرا هواپیما در اینجا بیشتر به عنوان یک سکوی دفاع هوایی متحرک عمل میکند و وظیفه آن پیدا کردن و درگیری با اهدافی است که از فاصله دور وارد حریم هوایی میشوند.
یکی از تغییرات ظاهری مهم در مدلهای جدید اف-۱۶، استفاده از مخازن سوخت تطبیقی یا CFT در دو طرف بخش بالایی بدنه است. این مخازن برای افزایش برد هواپیما در مأموریتهای طولانی و حمله به اهداف دورتر طراحی شدند، بدون اینکه جایگاههای اصلی حمل سلاح زیر بالها اشغال شوند.دو مخزن CFT در مجموع حدود ۱,۳۶۰ کیلوگرم سوخت اضافی حمل میکنند و ظرفیت سوخت داخلی هواپیما را حدود ۴۵ درصد افزایش میدهند. در مدلهای قدیمیتر، برای افزایش برد اف-۱۶ معمولاً از مخازن سوخت خارجی زیر بالها استفاده میشد. این مخازن علاوه بر افزایش مقاومت هوا، بخشی از جایگاههای حمل سلاح را نیز اشغال میکردند. اما مخازن تطبیقی مستقیماً روی بدنه نصب میشوند و به همین دلیل بیشتر جایگاههای تسلیحات زیر بال و بدنه برای حمل بمبها و موشکها باقی میمانند.طراحی CFTها همچنین به گونهای انجام شده است که تا حد امکان با خطوط بدنه هماهنگ باشند و مقاومت هوا را کمتر از مخازن خارجی معمولی افزایش دهند. به همین دلیل، اف-۱۶ میتواند با وجود حمل سوخت اضافی، بخش زیادی از توانایی مانور خود را حفظ کند. این تغییر بهخصوص برای مدلهایی که در مأموریتهای دوربرد و حمله به اهداف زمینی استفاده میشوند اهمیت زیادی دارد،

سیستم Auto GCAS یکی از حیاتیترین فناوریهای ایمنی است که در مدل وایپر به صورت پیشفرض نصب شده است. این سیستم برای حل یکی از بزرگترین عوامل مرگ خلبانان اف-۱۶، یعنی از دست رفتن هوشیاری ناشی از فشار جی بالا (G-LOC) یا گم کردن مسیر در شب ساخته شد.
وقتی خلبان تحت مانورهای سنگین ۹ جی قرار میگیرد، به دلیل نرسیدن خون به مغز ممکن است فوراً بیهوش شود (G-LOC). سیستم Auto GCAS به صورت مداوم با استفاده از رادار ناوبری، نقشه سهبعدی زمین در کامپیوتر و دادههای حسگرهای بدنه، مسیر پرواز را پیشبینی میکند.
اگر سیستم بفهمد هواپیما در مسیر برخورد با زمین یا کوه است و خلبان هیچ فرمانی صادر نمیکند، کنترل پرواز را به دست میگیرد. کامپیوتر به صورت خودکار دماغه را بالا میکشد و یک مانور صعودی را تا رسیدن به ارتفاع امن انجام میدهد. بعد از بازگشت هواپیما به حالت افقی و به هوش آمدن خلبان، کنترل دوباره به او داده میشود. این فناوری تا به حال جان بیش از ۱۳ خلبان و هواپیما را از نابودی حتمی نجات داده است.

جنگنده F-16 فایتینگ فالکون پرشمارترین و محبوبترین جنگنده چندمنظوره جهان در نسل چهارم است. از زمان شروع ساخت این هواپیما در دهه ۱۹۷۰ میلادی، بیش از ۴,۶۰۰ فروند از آن تولید شده و در نیروی هوایی ۲۵ کشور جهان کار میکند. این گستردگی باعث شده اف-۱۶ به ستون فقرات ارتشهای زیادی از شرق آسیا تا اروپا و خاورمیانه تبدیل شود. کاربران اصلی این جنگنده در چهار منطقه جهان به این شرح هستند:
ایالات متحده آمریکا: نیروی هوایی امریکا به عنوان سازنده اصلی، بزرگترین ناوگان اف-۱۶ را در جهان دارد. هنوز نزدیک به ۹۰۰ فروند F-16 در مدلهای C و D در خط مقدم و گارد ملی فعال هستند. امریکا از این هواپیما برای آموزش خلبانان، مأموریتهای پشتیبانی و شبیهسازی هواپیمای دشمن (آگرسور) در رزمایشها استفاده میکند.
شرکای اولیه ناتو در اروپا: یکی از دلایل موفقیت تجاری اف-۱۶، توافق سال ۱۹۷۵ با چهار کشور عضو ناتو یعنی بلژیک، دانمارک، هلند و نروژ بود. این چهار کشور با تشکیل یک گروه، خطوط مونتاژ بومی برای تولید اف-۱۶ در اروپا راه انداختند و این کار باعث شد وایپر به استاندارد مشترک هوایی ناتو تبدیل شود. این کشورها در حال حاضر در حال تحویل ناوگان اف-۱۶ خود به اوکراین و خرید جنگندههای پنهانکار جدید هستند. لهستان، یونان، رومانی، پرتغال، اسلوواکی و بلغارستان نیز از کاربران اروپایی آن هستند.
کاربران بزرگ در خاورمیانه: خاورمیانه یکی از شلوغترین مناطق جهان از نظر تعداد اف-۱۶ است. اسرائیل بعد از امریکا بزرگترین ناوگان اف-۱۶ را تحت نامهای بومی «نیتز»، «باراک» و «سوفا» (مدل پیشرفته F-16I) در اختیار داشته است. مصر بیش از ۲۲۰ فروند اف-۱۶ را از طریق کمکهای نظامی امریکا گرفت و چهارمین ناوگان بزرگ جهان را دارد. ترکیه نیز بیش از ۲۴۰ فروند F-16C/D دارد که بیشتر آنها در خاک ترکیه مونتاژ شدهاند. امارات نیز سرمایهگذار اصلی مدل تخصصی F-16E/F (شاهین صحرا) بود و بحرین اولین کشوری بود که مدل جدید بلاک ۷۰ را تحویل گرفت.

حوزه آسیا-پاسیفیک: در شرق آسیا، اف-۱۶ نقش کلیدی در حفظ توازن قوا دارد. تایوان ناوگان خود را به سرعت به استاندارد F-16V مجهز کرده و از رادارهای AESA آن برای پایش آسمان منطقه استفاده میکند. کره جنوبی ناوگان بزرگی از اف-۱۶ها را تحت لیسانس امریکا و با نام KF-16 تولید کرد. پاکستان و سنگاپور نیز از دیگر کاربران مجهز این منطقه هستند.
| کشور کاربر | تعداد تقریبی فروندهای بکارگرفته شده (تاریخی/فعال) | نسخه اصلی مورد استفاده | وضعیت تولید/ارتقای داخلی |
| ایالات متحده آمریکا | +۲,۰۰۰ (حدود ۹۰۰ فروند فعال) | Block 40/50/52 | سازنده اصلی (لاکهید مارتین) |
| ترکیه | +۲۴۰ فروند | Block 30/40/50 | مونتاژ و ارتقای داخلی توسط شرکت TAI |
| مصر | +۲۲۰ فروند | Block 15/32/40 | دریافت از طریق کمکهای نظامی آمریکا |
| اسرائیل | +۳۰۰ فروند (بسیاری بازنشسته یا ذخیره) | F-16C/D/I (Sufa) | ارتقای گسترده با تجهیزات الکترونیکی بومی |
| کره جنوبی | +۱۸۰ فروند | KF-16C/D | تولید تحت لیسانس در صنایع KAI |
| تایوان | +۱۴۰ فروند | F-16V (Block 20/70) | بزرگترین ناوگان ارتقایافته به رادار |