جنگنده ها
A-10 Thunderbolt II یک هواپیمای تهاجمی پشتیبانی نزدیک هوایی است که توسط شرکت فیرچایلد ریپابلیک برای نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا توسعه یافت. این هواپیما در دهه ۱۹۷۰ و با هدف پشتیبانی مستقیم از نیروهای زمینی، انهدام تانکها و خودروهای زرهی و انجام مأموریت در محیطهای دارای تهدید پدافند هوایی طراحی شد. ساختار مقاوم، توانایی حمل مقدار زیادی جنگافزار، مداومت پروازی بالا در ارتفاع پایین و قابلیت ادامه پرواز پس از تحمل آسیب، از مهمترین ویژگیهای این هواپیما به شمار میروند.
در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی، ارتش آمریکا برای مأموریتهای پشتیبانی نزدیک هوایی با دو مشکل بزرگ روبرو بود. مشکل اول به تجربههای تلخ و پرهزینه جنگ ویتنام بازمیگشت و مشکل دوم، خطر بزرگ ارتش زرهی انبوه شوروی در دشتهای اروپای مرکزی بود. تا پیش از این، ارتش آمریکا بیشتر به دنبال ساخت جنگندههای مافوق صوت برای مأموریتهای مرتبط با جنگ هستهای بود.،با این حال، تجربه جنگ ویتنام و احتمال درگیری با یگانهای زرهی ارتش شوروی در اروپا، توجه فرماندهان نیروی هوایی آمریکا را به نیاز برای یک هواپیمای تخصصی پشتیبانی نزدیک هوایی جلب کرد.

در طول جنگ ویتنام، نیروی هوایی آمریکا از جنگندههای مافوق صوت مثل اف-۴ فانتوم ۲ و اف-۱۰۵ ثاندرچیف برای پشتیبانی از نیروهای زمینی استفاده میکرد. این هواپیماها برای نبردهای پرسرعت ساخته شده بودند و در ارتفاع پایین کارایی خوبی نداشتند. جنگنده اف-۴ فانتوم ۲ سرعت بالایی داشت و موتورهای آن سوخت زیادی مصرف میکردند. به همین دلیل این هواپیما نمیتوانست مدت زیادی روی میدان نبرد باقی بماند و معمولاً کمتر از ۱۵ الی ۲۰ دقیقه فرصت داشت تا با نیروهای هدایتکننده روی زمین هماهنگ شود. همچنین این جنگندهها در زمان شیرجه بیش از ۷۴۰ کیلومتر بر ساعت سرعت داشتند. این سرعت بالا باعث میشد هواپیما برای یک چرخش ساده و بازگشت به سمت هدف، مسیر طولانی را طی کند. این فاصله زمانی به نیروهای دشمن فرصت میداد تا پناه بگیرند یا جای خود را عوض کنند. مشکل دیگر این بود که این هواپیماها زرهی برای حفاظت از خلبان و بخشهای حیاتی نداشتند و سیستم هیدرولیک آنها نیز تککاناله بود. به همین دلیل با آتش توپهای ضدهوایی ۲۳ میلیمتری و حتی تفنگهای معمولی کالیبر 7.92 آسیب میدیدند. آمریکا در این جنگ نزدیک به ۴۰۰ فروند اف-۴ و ۴۰۰ فروند اف-۱۰۵ را عمدتاً به خاطر آتش زمینی در ارتفاع پایین از دست داد.
برای حل این مشکل، نیروی هوایی موقتاً هواپیماهای ملخدار قدیمی آ-۱ اسکایرایدر را به کار گرفت. این هواپیماها ماندگاری بالا و توان حمل ۵۴۰۰ کیلوگرم مهمات را داشتند، اما سرعت پایین آنها (حداکثر ۵۱۸ کیلومتر بر ساعت) در برابر موشکهای دوشپرتاب جدید شوروی مثل سام-۷ بسیار خطرناک بود. در نتیجه نیاز به یک هواپیمای کاملاً جدید و زرهپوش احساس میشد.
همزمان با جنگ ویتنام، بزرگترین نگرانی ناتو در اروپا احتمال حمله تانکهای شوروی از راه شکاف فولدا و دشتهای آلمان شمالی بود. در آن زمان ارتشهای پیمان ورشو برتری عددی بسیار زیادی در بخش زرهی داشتند.
آمارها نشان میداد که شوروی و متحدانش بیش از ۴۵,۰۰۰ دستگاه تانک مانند تی-۵۴/۵۵، تی-۶۲ و تی-۷۲ را در خط مقدم مستقر کرده بودند، در حالی که کل تانکهای ناتو در اروپا کمتر از ۱۲,۰۰۰ دستگاه بود. این برتری ۴ به ۱ به این معنی بود که تانکهای شوروی میتوانستند در صورت آغاز جنگ، ظرف چند روز به عمق خاک آلمان غربی برسند.
تسلیحات زمینی ناتو برای متوقف کردن این حجم از تانک کافی نبود. مقامات پنتاگون به این نتیجه رسیدند که تنها راه حل، ساخت یک هواپیمای ضدتانک اختصاصی است تا در کمترین زمان، بیشترین آسیب را به ستونهای زرهی دشمن وارد کند. این هواپیما باید میتوانست در فضایی پر از سامانههای پدافندی متحرک شوروی مانند شیلکا، سام-۶، سام-۸ و سام-۹ پرواز کند و زنده بماند.
طرح ساخت این هواپیمای جدید که پروژه «آ-ایکس» نام گرفت، نتیجه یک رقابت میان نیروی هوایی و ارتش آمریکا نیز بود. طبق توافق سال ۱۹۴۸، هواپیماهای جنگی در اختیار نیروی هوایی بودند و ارتش فقط حق استفاده از بالگردها را داشت.
ارتش آمریکا که از عملکرد هواپیماهای نیروی هوایی در ویتنام راضی نبود، خودش دست به کار شد و بالگرد تهاجمی و سنگین لاکهید ایآچ-۵۶ شاین را طراحی کرد. این بالگرد با سرعت ۳۷۰ کیلومتر بر ساعت، مخصوص نابود کردن تانکها ساخته شده بود.
نیروی هوایی این اقدام ارتش را ورود به قلمرو کاری و بودجه خود میدانست و نگران بود که با این کار، نقش خود را در پشتیبانی از نیروهای زمینی از دست بدهد. به همین دلیل در سال ۱۹۶۶ دستور آغاز پروژه هواپیمای اختصاصی آ-ایکس را صادر کرد.
ویژگیهای تعیینشده برای این پروژه در سال ۱۹۶۷ شامل موارد زیر بود:
قیمت هر فروند کمتر از ۳ میلیون دلار باشد.
توانایی حمل بیش از ۷۳۰۰ کیلوگرم مهمات را داشته باشد.
بتواند بیش از ۲ ساعت در منطقه نبرد گشتزنی کند.
به دلیل نیاز به حضور در نزدیکی خط مقدم، بتواند از باندهای کوتاه و ناهموار (کمتر از ۱۲۰۰ متر) بلند شود.
در برابر آتش پدافند زمینی مقاومت بسیار بالایی داشته باشد.
در نهایت پروژه بالگرد شاین ارتش در سال ۱۹۷۲ به دلیل هزینههای بالا و مشکلات فنی لغو شد، اما این رقابت باعث شد نیروی هوایی آمریکا به سراغ ساخت هواپیمایی برود که پیش از آن علاقهای به آن نداشت؛ هواپیمایی کند، تمامزرهی و مخصوص نبردهای زمینی که بعدها به نام فیرچایلد ریپابلیک آ-۱۰ تاندربولت ۲ شناخته شد.
در اواخر سال ۱۹۷۲ میلادی، دو شرکت فرچایلد ریپابلیک و نورثروپ برای ساخت هواپیمای جدید پروژه «آ-ایکس» به مرحله نهایی رسیدند. ریپابلیک با با طرح YA-10a و نورثروپ باطرح YA-9a.پس از پروازهای آزمایشی فراوان، طرح شرکت فرچایلد ریپابلیک برنده این رقابت شد. مهندسان این شرکت هواپیمایی را طراحی کردند که با تمام پرندههای جنگی آن زمان فرق داشت. در طراحی این هواپیما دو اصل مهم وجود داشت: یکی اینکه ظاهر هواپیما باید کاملاً در خدمت کارایی آن باشد و دیگر اینکه هواپیما باید به هر قیمتی در میدان نبرد زنده بماند.

در بیشتر هواپیماهای جنگی ابتدا بدنه طراحی میشود و سپس سلاحهای مختلف روی آن نصب میشوند، اما در هواپیمای آ-۱۰ روند طراحی تا حد زیادی برعکس بود. این هواپیما بر اساس شکل و اندازه توپ ۳۰ میلیمتری «جیاییو-۸ اونجر» طراحی شد و به همین دلیل میتوان گفت که بدنه آ-۱۰ تا حد زیادی حول این توپ ساخته شده است.این توپ چرخشی ۷ لول به همراه مخزن مهمات بیش از ۶ متر طول و حدود ۱۸۲۸ کیلوگرم وزن دارد و نزدیک به ۱۶ درصد از وزن هواپیمای خالی را تشکیل میدهد. شلیک توپ نیروی عقبنشینی زیادی ایجاد میکند و اگر این نیرو به درستی کنترل نشود، میتواند باعث انحراف هواپیما شود. به همین دلیل، مهندسان توپ را در قسمت مرکزی بدنه قرار دادند و چرخ جلوی هواپیما را ۲۸ سانتیمتر به سمت راست منتقل کردند تا لوله توپ تقریباً در مرکز ثقل هواپیما قرار بگیرد.

برای محافظت از خلبان در برابر آتش پدافند زمینی، اتاقک خلبان و بخشهای مهم سیستم کنترل پرواز درون یک محفظه زرهی تیتانیومی قرار گرفت. این زره حدود ۵۴۰ کیلوگرم وزن دارد و ضخامت صفحات آن در بخشهای مختلف بین ۱۲.۷ تا ۳۸ میلیمتر است. در آزمایشها مشخص شد که این زره میتواند در برابر گلولههای ضدزره ۲۳ میلیمتری توپهای شیلکا مقاومت کند.سیستم کنترل پرواز آ-۱۰ نیز به شکلی طراحی شده است که در صورت آسیب دیدن بخشهای اصلی همچنان امکان کنترل هواپیما وجود داشته باشد. این سیستم از دو سامانه هیدرولیکی مستقل و یک سیستم مکانیکی مجهز به کابلهای فولادی تشکیل شده است. اگر هر دو سیستم هیدرولیکی در اثر اصابت از کار بیفتند، خلبان میتواند با استفاده از سیستم مکانیکی هواپیما را کنترل کرده و آن را به پایگاه بازگرداند.
مخازن سوخت نیز به سامانههای حفاظتی مجهز هستند. این مخازن با فوم ضدانفجار پر شدهاند و دارای لایههایی هستند که در صورت سوراخ شدن میتوانند تا حد زیادی از نشت سوخت جلوگیری کنند.در طراحی آ-۱۰، توانایی پرواز و مانور در سرعتهای پایین نیز اهمیت زیادی داشت. جنگنده اف-۴ سرعت بالایی داشت، اما در سرعتهای پایین توان مانور آن محدودتر بود. در مقابل، آ-۱۰ از بالهای صاف و بزرگی استفاده میکند که به آن اجازه میدهند در سرعتهای پایین بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت و در ارتفاع بسیار پایین، یعنی زیر ۱۰۰ متر، گردشهای سریع و تنگ انجام دهد و تمرکز خود را روی اهداف زمینی حفظ کند. این ویژگی یکی از تفاوتهای مهم آ-۱۰ با هواپیماهایی مانند فانتوم و سوخو-۲۵ بود.
بدنه آ-۱۰ حدود ۱۶.۲۶ متر طول، ۱۷.۵۳ متر عرض و ۴.۴۷ متر ارتفاع دارد. سازه هواپیما به شکلی طراحی شده است که بتواند فشارهای ایجادشده در جریان مانورهای شدید در سرعت پایین را تحمل کند و در برابر برخورد ترکشها نیز مقاومت مناسبی داشته باشد. وزن هواپیما در حالت خالی ۱۱,۳۲۱ کیلوگرم است و وزن آن هنگام برخاستن با تجهیزات و مهمات میتواند به ۲۲,۶۸۰ کیلوگرم برسد.بخش زیادی از سازه آ-۱۰ از آلیاژهای آلومینیوم مورد استفاده در صنایع هواپیمایی ساخته شده است. آلیاژهای ۲۰۲۴ و ۷۰۷۵ در حدود ۸۵ درصد از وزن بدنه را تشکیل میدهند. آلیاژ ۲۰۲۴ مقاومت مناسبی در برابر کشش و فرسودگی دارد و در بخشهایی مانند بالها و قسمت پایینی بدنه استفاده شده است. آلیاژ ۷۰۷۵ نیز که استحکام بیشتری دارد، در بخشهای اصلی و تحت فشار سازه بال به کار رفته است.
بالهای صاف آ-۱۰ درون خود دارای سه تیرک اصلی و موازی هستند. این ساختار باعث میشود اگر یکی از تیرکها یا بخش بزرگی از لبه بال در اثر آتش پدافند آسیب ببیند، دو تیرک دیگر همچنان بتوانند بخشی از وزن هواپیما را تحمل کنند و مانع شکستن کامل بال شوند.دم هواپیما نیز به صورت دو فرمان عمودی طراحی شده است. این ساختار علاوه بر کمک به پنهان شدن بخشی از حرارت خروجی موتور، باعث افزایش مقاومت هواپیما در برابر آسیبهای رزمی میشود. اگر یکی از فرمانهای عمودی دم بر اثر اصابت موشک یا گلوله ضدهوایی از بین برود، فرمان دیگر همچنان میتواند بخشی از وظیفه هدایت و حفظ تعادل هواپیما را انجام دهد.
یکی از مهمترین بخشهای حفاظتی آ-۱۰، محفظه زرهی اطراف کابین خلبان است که به «وان تیتانیومی» معروف شده است. این محفظه برای محافظت از خلبان و بخشهای مهم سیستم کنترل پرواز در برابر آتش توپهای ضدهوایی طراحی شد.این وان از تیتانیوم سخت گرید ۵ ساخته شده و حدود ۵۴۰ کیلوگرم وزن دارد. این مقدار نزدیک به ۴.۷ درصد از وزن هواپیمای خالی را تشکیل میدهد. ضخامت صفحات تیتانیومی در بخشهای مختلف بین ۱۲.۷ تا ۳۸ میلیمتر است و بیشترین ضخامت در قسمت کف کابین قرار دارد تا حفاظت بیشتری در برابر گلولههایی که از سمت زمین شلیک میشوند ایجاد کند.آزمایشهای نیروی هوایی نشان داد که این زره تیتانیومی میتواند در برابر گلولههای ضدزره ۲۳ میلیمتری توپهای شیلکا مقاومت کند. این محفظه همچنین در برابر ترکشهای ناشی از انفجار گلولههای بزرگتر مانند مهمات ۵۷ میلیمتری نیز مقاومت مناسبی دارد.سطح داخلی وان تیتانیومی نیز با لایههای چندلایه نایلونی پوشانده شده است. این لایهها برای جلوگیری از ایجاد ترکشهای ثانویه در داخل کابین به کار رفتهاند. در صورت برخورد گلوله به زره، بخشی از مواد میتواند از سطح داخلی جدا شود و به سمت خلبان حرکت کند؛ لایههای نایلونی برای کاهش این خطر طراحی شدهاند.شیشه جلوی کابین و قاب بالای سر خلبان نیز از شیشه ضدگلوله با ضخامت ۳۸ میلیمتر ساخته شدهاند و در برابر گلولههای کالیبر ۱۲.۷ میلیمتری مقاومت دارند.

استفاده از دو موتور جنرال الکتریک TF-34 و قرار دادن آنها در دو غلاف جداگانه در بخش عقب و بالای بدنه، یکی از ویژگیهای مهم طراحی آ-۱۰ بود. هر یک از این موتورها توانایی تولید ۹,۰۶۵ پاوند نیرو را داشتند. موتورهای TF-34 مصرف سوخت نسبتاً کمی داشتند و دمای گازهای خروجی آنها نیز در مقایسه با موتورهای قدیمی پایینتر بود. محل نصب موتورها در بخش عقب و بالای بدنه و نزدیک به دم، به دلایل مختلفی انتخاب شد.دو موتور آ-۱۰ با فاصله مشخص از یکدیگر نصب شدهاند. این فاصله باعث میشود در صورت آسیب دیدن یا انفجار یکی از موتورها بر اثر اصابت موشک یا ترکش، احتمال آسیب دیدن موتور دیگر کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی، خلبان میتواند موتور آسیبدیده را خاموش کرده و با موتور باقیمانده به پرواز ادامه دهد و به پایگاه بازگردد.
قرار گرفتن موتورها در قسمت بالای بدنه یک مزیت دیگر نیز دارد. آ-۱۰ معمولاً در ارتفاع پایین پرواز میکند و در این حالت بدنه و بالهای هواپیما بین توپهای ضدهوایی مستقر در زمین و بخش ورودی موتورها قرار میگیرند. به این ترتیب، بدنه هواپیما تا حدی مانند یک سپر عمل میکند و احتمال برخورد مستقیم ترکشها با موتورها کاهش پیدا میکند.
موتور TF-34 مقدار زیادی هوای خنک را با گازهای داغ خروجی مخلوط میکند و در نتیجه دمای گازهای خارجشده از موتور کاهش پیدا میکند. از طرف دیگر، خروجی موتورها در قسمت بالای بدنه و بین دو سکان عمودی دم قرار گرفته است. این محل نصب باعث میشود گازهای داغ بیشتر به سمت بالا هدایت شوند و امضای حرارتی هواپیما از پایین کاهش پیدا کند.این ویژگی برای آ-۱۰ که در ارتفاع پایین پرواز میکند اهمیت زیادی داشت، زیرا موشکهای دوشپرتاب حرارتی شوروی مانند سام-۷ از سطح زمین به سمت هواپیما شلیک میشدند و کاهش گرمای قابل مشاهده از پایین میتوانست شناسایی و قفل حرارتی هواپیما را برای این موشکها دشوارتر کند.

هواپیمای آ-۱۰ دارای دو سیستم هیدرولیک موازی و جداگانه در بخش چپ و راست است که با فشار ۳,۰۰۰ پوند بر اینچ مربع (psi) کار میکنند و وظیفه حرکت دادن سطوح کنترلی و فرمانهای هواپیما را بر عهده دارند. تفاوت مهم آ-۱۰ با جنگندههای جدیدی مانند اف-۱۶ این است که در صورت قطع کامل لولههای هیدرولیک و از بین رفتن فشار روغن، یک سیستم هدایت مکانیکی با کابلهای فولادی همچنان امکان کنترل هواپیما را فراهم میکند. این کابلها مستقیماً از داخل وان تیتانیومی خلبان به سطوح کنترلی بالها و دم متصل هستند. در چنین شرایطی، هدایت هواپیما بدون کمک سیستم هیدرولیک بسیار سختتر میشود و به نیروی بیشتری از سوی خلبان نیاز دارد، اما خلبان همچنان میتواند هواپیما را کنترل کند، تغییر مسیر دهد و آن را به زمین بنشاند.
آ-۱۰ میتواند ۴,۸۳۰ کیلوگرم، معادل حدود ۶,۲۰۰ لیتر، سوخت را در چهار مخزن اصلی خود حمل کند. دو مخزن در بخش میانی بدنه و دو مخزن دیگر درون بالها قرار گرفتهاند. برای کاهش خطر آتشسوزی و انفجار، داخل مخازن با فومهای پلاستیکی سوراخسوراخ پر شده است. این فومها کمتر از ۳ درصد از حجم سوخت را اشغال میکنند، اما باعث میشوند بخار سوخت در فضای خالی مخزن جمع نشود و در صورت اصابت گلوله، احتمال ایجاد جرقه و انفجار کاهش پیدا کند. دیوارههای بیرونی مخازن نیز با لایههایی از لاستیک طبیعی و مواد شیمیایی مخصوص پوشانده شدهاند. اگر گلولهای مخزن را سوراخ کند، برخورد سوخت با این مواد باعث انبساط سریع لاستیک میشود و سوراخ ایجادشده را در مدت کوتاهی میبندد.
سیستم سوخترسانی آ-۱۰ به شکلی طراحی شده است که ابتدا سوخت موجود در مخازن بالها مصرف شود. در صورتی که یکی از بالها آسیب شدیدی ببیند، مسیر انتقال سوخت از آن بخش میتواند به سرعت بسته شود و سوخت باقیمانده در مخازن مرکزی بدنه جدا شود. این مخازن به دلیل قرار گرفتن در بخش محافظتشدهتر بدنه، امنیت بیشتری دارند و با این روش از هدر رفتن سوخت باقیمانده جلوگیری میشود.
سوخو-۲۵ نیز که مانند آ-۱۰ برای عملیات در ارتفاع پایین و پشتیبانی نزدیک هوایی طراحی شده بود، در ابتدا موتورهای خود را در دو محفظه نزدیک به یکدیگر در بخش عقب بدنه قرار داده بود. در صورت انفجار یکی از موتورها، ترکشهای حاصل از آن میتوانست به موتور دیگر آسیب وارد کند. این مشکل در جریان جنگ افغانستان باعث شد یک صفحه زرهی ۵ میلیمتری بین دو موتور سوخو-۲۵ نصب شود..

ایده اصلی در ساخت هواپیمای آ-۱۰ این بود که یک هواپیمای مقاوم برای حمل و شلیک یکی از قدرتمندترین توپهای ضدزره ساخته شود. به همین دلیل توپ ۳۰ میلیمتری جیاییو-۸ اونجر تأثیر زیادی روی طراحی آ-۱۰ داشت و بخشهای مختلف هواپیما بر اساس نیازهای این توپ طراحی شدند. این توپ برای مقابله با زره تانکهای سنگین شوروی ساخته شده بود و یکی از مهمترین سلاحهای آ-۱۰ به شمار میرود.
توپ جیاییو-۸ اونجر یک توپ چرخشی ۷ لول است که با سیستم هیدرولیکی کار میکند. طول کامل این توپ ۶.۰۶ متر است و وزن آن همراه با مهمات به ۱,۸۲۸ کیلوگرم میرسد که نزدیک به ۱۶ درصد از وزن هواپیمای خالی را تشکیل میدهد. مخزن استوانهای مهمات نیز حدود ۱.۸۲ متر طول و ۰.۸۶ متر قطر دارد و میتواند ۱,۱۷۴ تیر فشنگ را در خود جای دهد. یکی از مهمترین مشکلات این توپ نیروی عقبنشینی بسیار زیاد آن در زمان شلیک است که به حدود ۴۵ کیلونیوتن میرسد و حتی از نیروی تولیدشده توسط یکی از موتورهای هواپیما بیشتر است. به همین دلیل، لوله شلیککننده توپ دقیقاً در خط وسط بدنه قرار گرفت تا نیروی عقبنشینی باعث انحراف هواپیما نشود. برای قرار دادن لوله در مرکز بدنه، چرخ جلوی آ-۱۰ نیز ۲۸ سانتیمتر به سمت راست منتقل شد.
روش چرخش توپ جیاییو-۸ نیز با توپهای کوچکتری مانند ولکان ۲۰ میلیمتری تفاوت دارد. این توپ به جای استفاده از گاز باروت یا نیروی برق، توسط دو موتور هیدرولیکی قدرتمند با توان ۷۷ اسب بخار به حرکت درمیآید و این موتورها به سیستم هیدرولیک اصلی هواپیما متصل هستند. در مدلهای اولیه، خلبان میتوانست سرعت شلیک را روی ۲,۱۰۰ یا ۴,۲۰۰ تیر در دقیقه انتخاب کند، اما در ارتقاهای بعدی سرعت شلیک روی ۳,۹۰۰ تیر در دقیقه ثابت شد که معادل ۶۵ تیر در هر ثانیه است. خلبانان معمولاً توپ را در رگبارهای کوتاه ۱ یا ۲ ثانیهای به کار میبرند تا از داغ شدن بیش از حد و ذوب شدن لولههای توپ جلوگیری شود.

قدرت تخریب واقعی توپ اونجر بیشتر به نوع مهماتی که برای آن استفاده میشود مربوط است. مهمات اصلی این توپ با نامهای پیجییو-۱۳، پیجییو-۱۴ و پیجییو-۱۵ شناخته میشوند. طول هر فشنگ ۳۰ میلیمتری حدود ۲۹ سانتیمتر و وزن آن حدود ۷۳۰ گرم است. پوکه این مهمات به جای فولاد یا برنج از آلیاژ آلومینیوم سبک و مقاوم ساخته شده است و همین کار باعث شد وزن کلی مهماتی که هواپیما حمل میکند حدود ۳۰ درصد، یعنی نزدیک به ۲۳۰ کیلوگرم، کاهش پیدا کند.

نیروی هوایی آمریکا برای توپ اونجر معمولاً از ترکیب مهمات با نسبت ۴ به ۱ استفاده میکند که به آن کامبت میکس گفته میشود. حدود ۸۰ درصد این مهمات را گلولههای ضدزره PGU-14/B تشکیل میدهند که برای مقابله با تانکها طراحی شدهاند. درون مرمی این گلوله یک هسته سخت از اورانیوم ضعیفشده با وزن حدود ۳۰۰ گرم قرار دارد. اورانیوم ضعیفشده به دلیل چگالی بالای خود که حدود ۲.۴ برابر آهن است، باعث میشود گلوله هنگام برخورد انرژی جنبشی زیادی داشته باشد و بتواند با سرعت بالا به زره تانک نفوذ کند. این ماده همچنین در هنگام برخورد با زره میتواند به ذرات داغ تبدیل شود و پس از ورود به داخل تانک، باعث ایجاد آتش و آسیب به خدمه، مخازن سوخت و مهمات شود.حدود ۲۰ درصد دیگر مهمات را گلولههای انفجاری-آتشزا PGU-13/B تشکیل میدهند. این مهمات بیشتر برای مقابله با خودروهای زرهی سبک مانند بیامپی-۱ و بیامپی-۲، کامیونهای پشتیبانی، سامانههای راداری پدافندی و نیروهای پیاده استفاده میشوند. مرمی این گلولهها دارای مواد منفجره است و پس از برخورد میتواند ترکشهای زیادی ایجاد کند که در فاصله حدود ۵ تا ۱۰ متری اطراف محل اصابت پخش میشوند.
سرعت خروج این گلولهها از لوله تفنگ ۱,۰۱۰ متر بر ثانیه (یعنی بیش از ۳ برابر سرعت صوت) است. برد مفید این توپ از ۱,۲۲۰ متر تا حداکثر ۳,۶۶۰ متر در خط مستقیم است. دقت این توپ نیز بسیار بالاست؛ به طوری که اگر خلبان از فاصله ۱,۲۰۰ متری شلیک کند، ۸۰ درصد گلولهها در یک دایره ۶ متری فرود میآیند که برای نابودی کامل یک تانک کافی است.
بر اساس آمارهای نظامی، توانایی نفوذ گلولههای اورانیومی آ-۱۰ در زرههای فولادی به شرح زیر است:
در فاصله ۵۰۰ متری: نفوذ در ۷۶ میلیمتر زره فولادی با زاویه برخورد ۳۰ درجه.
در فاصله ۱,۰۰۰ متری: نفوذ در ۳۸ میلیمتر زره فولادی با زاویه برخورد ۳۰ درجه.
جدول زیر وضعیت برخورد گلولههای توپ آ-۱۰ را با بخشهای مختلف تانکهای شوروی نشان میدهد:
| نوع تانک شوروی | زره جلو و پیشانی تانک | زره سقف تانک | زره موتور و عقب تانک | |
|---|---|---|---|---|
| تی-۵۵ / تی-۶۲ | بیش از ۲۰۰ مم (غیرقابل نفوذ) | ۲۰ الی ۳۰ مم | ۳۰ الی ۴۵ مم | |
| تی-۷۲ مدل A | ۳۵۰ الی ۴۰۰ مم (کاملاً غیرقابل نفوذ) | ۳۰ الی ۴۰ مم | ۴۰ الی ۵۰ مم |
این اطلاعات نشان میدهد که توپ آ-۱۰ نمیتوانست به راحتی در زره ضخیم بخش جلویی تانکهای جدیدتر شوروی مانند تی-۷۲ نفوذ کند. به همین دلیل، خلبانان آ-۱۰ آموزش میدیدند که برای حمله به تانکها بیشتر از بخشهای جانبی، عقب یا قسمت بالایی استفاده کنند. زره سقف تی-۷۲ حداکثر حدود ۴۰ میلیمتر و زره روی بخش موتور حدود ۳۰ میلیمتر ضخامت داشت و به همین دلیل این قسمتها نسبت به زره جلوی تانک آسیبپذیرتر بودند. خلبان آ-۱۰ میتوانست با شیرجه رفتن با زاویه ۳۰ تا ۴۵ درجه از فاصله حدود ۱,۰۰۰ متری، توپ جیاییو-۸ را به سمت این بخشها شلیک کند و در صورت نفوذ، به موتور یا بخش مهمات تانک آسیب بزند.

با اینکه توپ ۳۰ میلیمتری جیاییو-۸ سلاح اصلی آ-۱۰ بود، اما برد مؤثر آن زیر ۳ کیلومتر بود و همین موضوع باعث میشد هواپیما برای حمله به اهداف مجبور شود به محدوده پدافندهای ضدهوایی و موشکی شوروی مانند شیلکا نزدیک شود. برای حل این مشکل و حمله به اهداف از فاصله بیشتر، آ-۱۰ به موشک هوا به زمین ایجیام-۶۵ ماوریک مجهز شد. این موشک حدود ۲.۴۹ متر طول و بین ۲۱۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم وزن دارد و موتور راکتی آن با سوخت جامد کار میکند. برد موشک با توجه به ارتفاع پرواز هواپیما بین ۳ تا ۲۲ کیلومتر است. در مدلهای اولیه A، B و D، کلاهک جنگی حدود ۵۷ کیلوگرم وزن داشت و برای نفوذ به زره تانکهای سنگین طراحی شده بود. در مدلهای بعدی G و H، وزن کلاهک به ۱۳۶ کیلوگرم افزایش پیدا کرد و این مدلها با استفاده از فیوز تأخیری برای حمله به اهدافی مانند سنگرهای بتنی و پلها نیز به کار میرفتند.
مدلهای اولیه ماوریک مانند A و B از سیستم هدایت تلویزیونی استفاده میکردند. در این مدلها، خلبان تصویر دوربین قرارگرفته در قسمت جلوی موشک را روی نمایشگر داخل کابین میدید و باید هدف را پیدا میکرد، روی آن قفل میکرد و سپس موشک را شلیک میکرد. مشکل اصلی این سیستم این بود که در شب، هوای مهآلود یا محیطی که دود زیادی وجود داشت، عملکرد موشک کاهش پیدا میکرد. برای حل این مشکل، در اواسط دهه ۱۹۸۰ مدلهای جدیدتر مانند ماوریک D و G به سامانه تصویرساز فروسرخ مجهز شدند. این سامانه میتوانست اختلاف دمای هدف با محیط اطراف را تشخیص دهد و گرمای بخشهایی مانند موتور یا لوله توپ تانک را شناسایی کند. با ورود این مدلها، خلبانان آ-۱۰ میتوانستند در تاریکی شب و حتی در میان دود غلیظ نیز اهداف زرهی را شناسایی و روی آنها قفل کنند و از فاصله حدود ۸ تا ۱۲ کیلومتری به تانکهای شوروی حمله کنند، بدون اینکه مجبور باشند تا محدوده نزدیک پدافند دشمن پیش بروند.

هواپیمای آ-۱۰ دارای ۱۱ جایگاه حمل سلاح در زیر بالها و بدنه است که ۴ جایگاه زیر هر بال و ۳ جایگاه زیر بدنه قرار دارند. این هواپیما میتواند تا ۷,۲۶۰ کیلوگرم انواع تسلیحات را با خود حمل کند و به همین دلیل علاوه بر توپ ۳۰ میلیمتری و موشک ماوریک، توانایی استفاده از انواع بمبهای سقوط آزاد و هدایتشونده را نیز دارد.آ-۱۰ میتواند بمبهای معمولی مانند بمب ۲۲۷ کیلوگرمی مارک ۸۲ را تا تعداد ۲۴ فروند و بمب ۹۰۸ کیلوگرمی مارک ۸۴ را تا تعداد ۴ فروند حمل کند. این بمبها بیشتر برای حمله به ساختمانها و سازههای زمینی استفاده میشوند. آ-۱۰ همچنین توانایی حمل بمبهای خوشهای مانند سیبییو-۸۷ را دارد. این بمب پس از رها شدن در ارتفاع مناسب باز میشود و ۲۰۲ ریزبمب را در منطقه هدف پخش میکند. این مهمات میتوانند منطقهای به اندازه ۲۰۰ در ۴۰۰ متر را با ترکش و آتش پوشش دهند و برای حمله به ستونهای خودروهای زرهی سبک و نیروهای پیاده مورد استفاده قرار میگرفتند.در مدلهای اولیه آ-۱۰ در دوران جنگ سرد، هواپیما به صورت مستقیم توانایی تاباندن لیزر روی هدف را نداشت. سامانهای که در زیر بدنه نصب شده بود و با نام پاو پنی شناخته میشد، یک گیرنده پسیو لیزر بود. به همین دلیل، لیزر باید توسط نیروهای زمینی یا یک هواپیمای دیگر روی هدف تابانده میشد. گیرنده آ-۱۰ سپس بازتاب لیزر از روی هدف را شناسایی میکرد و محل آن را روی شیشه جلوی خلبان یا HUD نشان میداد. خلبان بعد از شناسایی هدف میتوانست بمبهای هدایت لیزری مانند جیبییو-۱۲ یا جیبییو-۱۰ را رها کند و بمب با استفاده از بازتاب لیزر به سمت هدف هدایت میشد.

برای افزایش شانس بقا در مناطقی که رادارها و سامانههای پدافندی دشمن فعال بودند، آ-۱۰ از تجهیزات مختلف دفاعی و جنگ الکترونیک استفاده میکرد. جایگاههای شماره ۱ و ۱۱ در انتهای دو بال نیز معمولاً برای حمل تجهیزات دفاعی اختصاص داشتند. این تجهیزات شامل موشکهای هوا به هوای کوتاهبرد سایدوایندر بودند که برای دفاع در برابر جنگندهها و بالگردهای دشمن استفاده میشدند. آ-۱۰ همچنین میتوانست غلافهای جنگ الکترونیک مانند ALQ-119 و ALQ-131 را حمل کند که برای ایجاد پارازیت و اختلال در رادارهای سامانههای پدافندی شوروی به کار میرفتند.این هواپیما همچنین به سامانه پرتاب چف و شراره ALE-40 مجهز بود. چف شامل قطعات کوچک آلومینیومی است که با رها شدن در هوا میتوانند بازتابهای زیادی برای رادار ایجاد کنند و باعث گمراه شدن سامانههای راداری دشمن شوند. شراره یا فلر نیز برای فریب موشکهای حرارتی استفاده میشد و با ایجاد یک منبع حرارتی در اطراف هواپیما، میتوانست موشک را از مسیر اصلی خود منحرف کند.
| ویژگی تسلیحاتی کلیدی | فیرچایلد آ-۱۰ (آمریکا) | سوخو-۲۵ فروگفوت (شوروی) |
| توپ اصلی روی بدنه | ۳۰ مم ۷ لول (GAU-8/A Avenger) | ۳۰ مم ۲ لول (GSh-30-2) |
| وزن مهمات شلیکشده در ۱ ثانیه | ۴۷.۴ کیلوگرم مهمات پرتابی | ۱۵.۰ کیلوگرم مهمات پرتابی |
| انرژی دهانه لوله توپ | ۲۰.۲ مگاژول (مجموع شلیک ثانیهای) | ۴.۸ مگاژول |
| ظرفیت مخزن مهمات توپ | ۱,۱۷۴ تیر فشنگ ۳۰ میلیمتری | ۲۵۰ تیر فشنگ ۳۰ میلیمتری |
| حداکثر وزن تسلیحات خارجی | ۷,۲۶۰ کیلوگرم | ۴,۴۰۰ کیلوگرم |
| تعداد جایگاههای حمل سلاح | ۱۱ جایگاه خارجی | ۱۰ جایگاه خارجی |
| موشک اصلی ضدزره | موشک شلیککن فراموشکن (AGM-65 Maverick) | موشک هدایت لیزری (Kh-25ML / Kh-29L) |
بررسی فنی توپ دو لول سوخو-۲۵ نشان میدهد که اگرچه کالیبر آن با توپ آ-۱۰ برابر بود، اما به دلیل استفاده از دو لوله و وزن کمتر، سرعت شلیک آن به ۳,۰۰۰ تیر در دقیقه محدود میشد. همچنین مخزن مهمات این توپ تنها ۲۵۰ تیر ظرفیت داشت و برای چند رگبار کوتاه کافی بود.از طرف دیگر، موشکهای سوخو-۲۵ با سیستم هدایت لیزری کار میکردند و خلبان مجبور بود پس از شلیک، هواپیما را تا لحظه برخورد موشک به سمت هدف نگه دارد تا سامانه نشانهگذاری لیزری همچنان روی تانک دشمن قرار داشته باشد. این روش باعث میشد هواپیمای شوروی برای مدت بیشتری در معرض آتش پدافند زمینی قرار بگیرد. در مقابل، خلبان آ-۱۰ با استفاده از موشک ماوریک میتوانست از قابلیت «شلیک کن و فراموش کن» استفاده کند؛ یعنی پس از شلیک موشک، دیگر نیازی به نگه داشتن هواپیما روی مسیر هدف نداشت و میتوانست بلافاصله مسیر خود را تغییر دهد و از منطقه خطر دور شود.
جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نقطه عطف مهمی برای آ-۱۰ بود. پیش از این جنگ، نیروی هوایی آمریکا قصد داشت این هواپیما را بازنشسته کند و جنگنده اف-۱۶ را جایگزین آن کند، اما عملکرد آ-۱۰ در برابر ارتش عراق باعث شد این تصمیم برای سالها به تعویق بیفتد. ارتش آمریکا ۱۴۴ فروند آ-۱۰ را در پایگاههای جلو در عربستان مستقر کرد. این هواپیماها در طول جنگ بیش از ۸,۱۰۰ سورتی پرواز عملیاتی انجام دادند و به نرخ آمادگی رزمی ۹۵.۷ درصد رسیدند که از بالاترین میزانها در میان جنگندههای مورد استفاده در آن جنگ بود. ساختار ساده هواپیما و نداشتن سیستمهای پیچیده الکترونیکی نیز باعث میشد هواپیماها در مدت کمتر از ۳۰ دقیقه سوختگیری و تسلیح شوند و دوباره به پرواز درآیند.بر اساس آمار تاییدشده توسط ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، آ-۱۰ در جریان این جنگ تعداد زیادی از تجهیزات ارتش عراق را از بین برد. این آمار شامل ۹۸۷ دستگاه تانک از مدلهای تی-۵۵، تی-۶۲ و اسد بابل، تعداد ۵۰۱ دستگاه خودروی زرهی و نفربر، ۹۲۶ عراده توپخانه صحرایی، ۱,۳۰۶ دستگاه کامیون و خودروی ترابری و ۹۶ واحد رادار و خودروی فرماندهی بود. همچنین دو فروند بالگرد عراقی نیز در ارتفاع پایین با استفاده از توپ ۳۰ میلیمتری آ-۱۰ سرنگون شدند.برخلاف تصور رایج، توپ ۳۰ میلیمتری تنها سلاح اصلی آ-۱۰ برای مقابله با تانکها نبود و موشکهای هدایتشونده ماوریک نقش مهمتری در حمله به خودروهای زرهی داشتند. خلبانان آ-۱۰ نزدیک به ۹۰ درصد از کل موشکهای ماوریک نیروی هوایی آمریکا، یعنی حدود ۵,۰۰۰ فروند، را در جریان جنگ شلیک کردند. این موشک به خلبان اجازه میداد از فاصله دور و پیش از ورود به محدوده خطر پدافند عراق به تانکها حمله کند. توپ ۳۰ میلیمتری نیز بیشتر برای هدف قرار دادن کامیونها، نفربرها و تانکهای آسیبدیده مورد استفاده قرار گرفت.
عملیات طوفان صحرا نشان داد که طراحی مقاوم بدنه آ-۱۰ در میدان واقعی جنگ عملکرد مناسبی دارد. پدافند ارتش عراق در جریان عملیات بارها هواپیماهای آمریکایی را در ارتفاع پایین هدف قرار داد، اما ساختار مقاوم آ-۱۰ باعث شد بسیاری از هواپیماهای آسیبدیده بتوانند خود را به پایگاه برسانند. در طول جنگ، تنها ۶ فروند آ-۱۰ به طور قطعی توسط موشکهای زمین به هوای عراق ساقط شدند. این رقم در مقایسه با بیش از ۸,۰۰۰ پرواز در ارتفاع پایین، نشاندهنده مقاومت بالای این هواپیما در برابر آسیبهای رزمی بود.
در این جنگ بیش از ۱۵ فروند آ-۱۰ با وجود آسیبهای شدید توانستند به پایگاه بازگردند. یکی از معروفترین نمونهها مربوط به سروان کیم کمپبل بود که هواپیمای او بر اثر اصابت موشک ضدهوایی آسیب شدیدی دید. این انفجار هر دو سیستم هیدرولیک را از کار انداخت، یکی از موتورها را خاموش کرد و بخش بزرگی از دم هواپیما را از بین برد. کمپبل با استفاده از سیستم هدایت دستی و کابلهای فولادی توانست کنترل هواپیما را حفظ کند و پس از حدود یک ساعت پرواز، هواپیما را بدون سیستم هیدرولیک و حتی بدون باز کردن چرخها به سلامت فرود آورد. نمونههای دیگری نیز از بازگشت آ-۱۰ با سوراخهایی به بزرگی ۱.۵ متر در بالها یا با یک موتور کاملاً آسیبدیده ثبت شد که مقاومت تیرکهای سهگانه بال و فاصله مناسب دو موتور از یکدیگر را نشان میداد.با این حال، جنگ خلیج فارس یک مشکل مهم را نیز نشان داد. در اواخر جنگ، به دلیل افزایش خطر پرواز در ارتفاع بسیار پایین، فرماندهان مجبور شدند ارتفاع پروازی آ-۱۰ را به بالای ۲,۵۰۰ متر افزایش دهند. این تغییر باعث شد کارایی توپ ۳۰ میلیمتری کاهش پیدا کند،

بعد از جنگ خلیج فارس، هواپیماهای آ-۱۰ در جنگهای ناتو در بالکان و کوزوو نیز به کار گرفته شدند. محیط بالکان تفاوت زیادی با بیابانهای عراق داشت و وجود کوههای بلند، درختان انبوه و هوای مهآلود کار شناسایی اهداف را دشوارتر میکرد. ارتش صربستان نیز برای فریب خلبانان از روشهای مختلف استتار و تانکهای ماکت استفاده میکرد و همین موضوع باعث شد خلبانان آ-۱۰ برای شناسایی دقیق اهداف به دقت بیشتری نیاز داشته باشند.
با آغاز جنگ در افغانستان، نقش آ-۱۰ به تدریج از یک هواپیمای تخصصی ضدتانک به یک هواپیمای پشتیبانی نزدیک هوایی برای نیروهای پیاده در نبردهای شهری و کوهستانی تغییر کرد. از سال ۲۰۰۲، اسکادرانهای آ-۱۰ در پایگاه بگرام مستقر شدند. نیروهای طالبان تانک در اختیار نداشتند و تهدید اصلی برای هواپیماهای آمریکایی بیشتر از سوی سلاحهای سنگین ضدهوایی و موشکهای دوشپرتاب بود که در میان صخرهها و مناطق کوهستانی پنهان میشدند.مصرف سوخت پایین موتورهای آ-۱۰ به این هواپیما اجازه میداد حدود ۲ الی ۳ ساعت بر فراز منطقه درگیری پرواز کند و منتظر دریافت دستور حمله بماند. این ویژگی در مقایسه با جنگندههایی مانند اف-۱۶ و اف-۱۸ اهمیت زیادی داشت، زیرا مصرف سوخت بالاتر این جنگندهها مدت حضور آنها در منطقه را محدود میکرد. در درگیریهای بسیار نزدیک که نیروهای خودی در فاصله کمتر از ۱۰۰ متری دشمن قرار داشتند، استفاده از بمبهای سنگین میتوانست به نیروهای خودی آسیب برساند. در چنین شرایطی، توپ ۳۰ میلیمتری آ-۱۰ امکان شلیک رگبارهای کوتاه و دقیق را فراهم میکرد و خلبانان میتوانستند مواضع نیروهای دشمن در میان صخرهها را بدون استفاده از بمبهای سنگین هدف قرار دهند.
| شاخص ارزیابی رزمی ناوگان | عملیات طوفان صحرا (۱۹۹۱) | عملیات آزادی عراق (۲۰۰۳) |
| تعداد هواپیماهای حاضر | ۱۴۴ فروند (مدل قدیمی و آنالوگ A-10A) | ۶۰ فروند (مدلهای در حال ارتقا) |
| تعداد کل پروازهای جنگی | ۸,۱۰۰ پرواز در ارتفاع پایین | ۳,۱۰۰ پرواز ترکیبی |
| درصد آمادگی هواپیماها | ۹۵.۷ درصد (بالاترین سطح در ارتش) | ۹۲.۴ درصد |
| سلاح اصلی مورد استفاده | موشک ماوریک تلویزیونی و توپ ۳۰ مم | بمبهای معمولی، ماوریک حرارتی و توپ |
| تعداد هواپیماهای ساقطشده | ۶ فروند (بر اثر پدافند سنگین) | ۱ فروند (بر اثر موشک در بغداد) |
| تعداد هواپیماهای آسیبدیده | ۱۵ فروند (که با بدنه زخمی برگشتند) | ۴ فروند (که با صدمات شاسی برگشتند) |
| وظیفه اصلی در جنگ | شکار تانک در خطوط مقدم | پشتیبانی نزدیک در شهرها و هدایت بقیه |
این مقایسه نشان میدهد که در سال ۲۰۰۳ با وجود اینکه تعداد هواپیماهای کمتری به جنگ اعزام شدند، اما به دلیل دیجیتالی شدن سیستمها و هماهنگی بهتر با نیروهای روی زمین، کارایی هواپیما بسیار بالاتر رفت. آ-۱۰ در جنگهای شهری سنگین مثل بغداد، یک چتر حمایتی همیشگی برای سربازان تفنگدار دریایی آمریکا ایجاد کرد.
هدف اصلی نوسازی ناوگان آ-۱۰، جایگزین کردن سیستمهای آنالوگ قدیمی با یک رایانه دیجیتال جدید برای پردازش مأموریت بود. این برنامه باعث شد کابین خلبان از مجموعهای از نشانگرهای عقربهای قدیمی به یک کابین تمامشیشهای تبدیل شود که اطلاعات پروازی و رزمی را به شکل دیجیتال در اختیار خلبان قرار میداد.در این نوسازی، دو نمایشگر رنگی چندمنظوره با ابعاد ۵ در ۵ اینچ در کابین نصب شد. این نمایشگرها میتوانستند اطلاعات مختلفی مانند نقشههای دیجیتال متحرک، وضعیت بمبها و موشکها، تصاویر دوربینهای هدفگیری و هشدارهای راداری را به صورت یکجا نمایش دهند و دسترسی خلبان به اطلاعات مورد نیاز در جریان مأموریت را سادهتر کنند.

سیستم مدیریت فرامین روی دسته گاز و فرمان (HOTAS) به خلبان اجازه میدهد در زمان پرواز در ارتفاع پایین، بدون برداشتن دست از روی تراتل و استیک، بسیاری از تجهیزات هواپیما را کنترل کند. خلبان میتواند با استفاده از این سیستم دوربین هدفگیری را حرکت دهد، روی هدف قفل کند و نوع مهمات یا سرعت شلیک توپ را تغییر دهد. این قابلیت باعث میشود خلبان برای انجام کارهای مختلف مجبور نباشد دست خود را از روی کنترلهای اصلی هواپیما بردارد.
در کنار این تغییرات، آ-۱۰سی امکان استفاده از غلافهای هدفگیری پیشرفته مانند AN/AAQ-28 LITENING AT و AN/AAQ-33 Sniper XR را نیز پیدا کرد. این غلافها به دوربینهای فروسرخ برای دید در شب، دوربینهای تلویزیونی روزانه با قابلیت بزرگنمایی و مسافتیابهای لیزری مجهز هستند و به خلبان اجازه میدهند اهداف زمینی را از فاصله بیشتری شناسایی و برای استفاده از تسلیحات روی آنها قفل کند.
یکی از مهمترین تغییرات تاکتیکی در مدل آ-۱۰سی، اتصال هواپیما به شبکههای تبادل اطلاعات و خارج شدن آن از حالت مستقل بود. در مدلهای قدیمی، خلبانها برای هماهنگی با نیروهای زمینی بیشتر به ارتباطات صوتی رادیویی متکی بودند. این روش در شرایطی که دشمن از جنگ الکترونیک و ایجاد پارازیت استفاده میکرد یا وضعیت میدان نبرد با سرعت تغییر میکرد، میتوانست باعث افزایش خطا در انتقال اطلاعات شود.
سامانه تبادل داده سادل (SADL) به آ-۱۰سی اجازه میدهد موقعیت خود را به صورت زنده با نیروهای ویژه روی زمین و کنترلکنندههای هوایی پیشرو (JTAC) به اشتراک بگذارد. با استفاده از این سامانه، اطلاعات مربوط به موقعیت نیروهای خودی و دشمن میتواند روی نقشه دیجیتال کابین نمایش داده شود و خلبان دید دقیقتری از وضعیت میدان نبرد داشته باشد.
آ-۱۰سی همچنین به شبکه لینک ۱۶ متصل شد و به این ترتیب امکان دریافت اطلاعات از سایر واحدهای حاضر در میدان نبرد را پیدا کرد. خلبان میتواند بدون استفاده از رادار خود، اطلاعات و مختصات اهدافی را که توسط جنگندههای دیگر، هواپیماهای آواکس مانند E-3 Sentry یا پهپادها شناسایی شدهاند دریافت کرده و روی نمایشگرهای کابین مشاهده کند. این قابلیت باعث شد آ-۱۰سی بتواند اطلاعات بیشتری از میدان نبرد دریافت کند و هماهنگی آن با سایر نیروهای هوایی و زمینی نیز افزایش یابد.

تغییرات انجامشده در مدل A-10C باعث شد توانایی این هواپیما برای انجام عملیات در شب و شرایط نامساعد جوی به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کند. در مدلهای قدیمی، عملیات شبانه بیشتر با استفاده از عینکهای دید در شب و منور انجام میشد و وجود مه یا ابرهای غلیظ نیز میتوانست کارایی هواپیما را به شدت کاهش دهد.
با نصب پادهای اسنایپر و لایتنینگ، آ-۱۰سی به دوربینهای حرارتی پیشرفته مجهز شد. این حسگرها میتوانند در تاریکی، دود و گرد و غبار گرمای تانکها و خودروها و حتی حرارت موتورهای روشن را شناسایی کنند. همچنین استفاده از سیستم ناوبری اینرسیایی همراه با جیپیاس ضدپارازیت (EGI) باعث شد هواپیما بتواند در شرایطی مانند بارندگی یا مه غلیظ که دید خلبان به سطح زمین بسیار محدود است، مسیر خود را حفظ کرده و به محدوده هدف برسد.
تغییر دیگری که در آ-۱۰سی انجام شد، استفاده گستردهتر از سلاحهای هدایتشونده و امکان حمله از فاصله دور بود. بمبهای هدایت ماهوارهای جیدام، شامل مدلهای GBU-38 و GBU-31، میتوانند مختصات هدف را از طریق شبکه داده یا پاد اسنایپر دریافت کنند. خلبان میتواند این بمبها را از ارتفاع بالای ۶,۰۰۰ متر و از فاصله ۱۵ تا ۲۴ کیلومتری رها کند و بمب پس از رها شدن با استفاده از سیستم هدایت ماهوارهای خود به سمت هدف حرکت میکند، بنابراین خلبان نیازی به هدایت بمب پس از شلیک ندارد.
مهمات تصحیحکننده باد WCMD، مانند مدل CBU-105، نیز برای افزایش دقت مهمات خوشهای مورد استفاده قرار گرفتند. این بمب پس از رها شدن از ارتفاع بالا، با استفاده از بالچههای دمی اثر باد در مسیر پرواز را کاهش میدهد. CBU-105 همچنین به ریزبمبهای مجهز به حسگر مجهز است که میتوانند اهدافی مانند خودروهای زرهی و تانکها را شناسایی کرده و مورد حمله قرار دهند.
راکتهای هدایت لیزری APKWS نیز یکی دیگر از تسلیحات مورد استفاده در آ-۱۰سی هستند. این راکتهای سبک ۷۰ میلیمتری با اضافه شدن سامانه هدایت لیزری نیمهفعال، از یک راکت معمولی به یک سلاح هدایتشونده تبدیل شدند. خلبان میتواند این راکتها را از فاصله ۵ کیلومتری به سمت خودروها و اهداف زمینی دشمن شلیک کند.
| مشخصات فنی و آویونیک | مدل اولیه (A-10A) | مدل ارتقایافته (A-10C) |
| کامپیوتر مدیریت مأموریت | آنالوگ / بدون پردازنده مرکزی یکپارچه | رایانه دیجیتال با معماری باز (CICU) |
| نمایشگرهای داخل کابین | یک مانیتور ۵ اینچ قدیمی سیاه و سفید | دو مانیتور رنگی ۵ در ۵ اینچ چندمنظوره (MFD) |
| فرمانهای پرواز | اهرمهای هیدرولیکی و مکانیکی معمولی | سیستم همگامشده با فرامین روی فرمان (HOTAS) |
| سیستم تبادل داده و شبکه | بدون دیتالینک (فقط ارتباط صوتی رادیویی) | مجهز به سیستم سادل (SADL) و شبکه لینک ۱۶ |
| پادهای هدفگیری سازگار | ردیاب لیزری غیرفعال Pave Penny | پادهای تصویرساز حرارتی Sniper XR و LITENING |
| انواع تسلیحات مورد استفاده | بمبهای معمولی سقوط آزاد، موشک تلویزیونی Maverick | بمبهای هوشمند JDAM، پادهای WCMD، راکتهای APKWS |
| سیستم ناوبری اصلی | سیستم اینرسیایی آنالوگ قدیمی (مدل LN-39) | سامانه یکپارچه ناوبری اینرسیایی و جیپیاس (EGI) |
باقی ماندن هواپیمای آ-۱۰ در ناوگان نیروی هوایی آمریکا در سالهای گذشته به یکی از موضوعات بحثبرانگیز در زمینه نظامی، بودجهای و تاکتیکی تبدیل شده است. این هواپیما که در جنگهای با سطح تهدید متوسط و عملیات ضدشورش عملکرد خوبی داشت، با تغییر تمرکز دفاعی آمریکا به سمت رقابت با قدرتهایی مانند چین و روسیه و احتمال درگیری با ارتشهای همسطح، با مشکلات بیشتری در زمینه بقا و کارایی در میدان نبرد روبهرو شد.
یکی از مهمترین مشکلات آ-۱۰ در میدانهای نبرد جدید، آسیبپذیری آن در برابر سامانههای پدافندی پیشرفته و شبکههای A2/AD است. میدانهای جنگ احتمالی در شرق آسیا یا اروپای شرقی میتوانند تحت پوشش سامانههای پدافندی یکپارچه و موشکهای بردبلند قرار داشته باشند و همین موضوع استفاده از هواپیمایی مانند آ-۱۰ را دشوار میکند.
آ-۱۰ به دلیل داشتن بالهای بزرگ، موتورهای بیرونزده در بخش بالایی بدنه و حمل تسلیحات در زیر بالها، سطح مقطع راداری نسبتاً بزرگی دارد و هیچ ویژگی رادارگریزی در طراحی آن وجود ندارد. به همین دلیل، سامانههای پدافندی مدرن مانند S-400 روسیه یا HQ-9 چین میتوانند این هواپیما را از فاصلههای زیاد شناسایی و رهگیری کنند.
سرعت پروازی پایین نیز یکی دیگر از مشکلات آ-۱۰ است. سرعت کروز معمولی این هواپیما حدود ۵۶۰ کیلومتر بر ساعت است و همین سرعت پایین باعث میشود در برابر سامانههای موشکی متحرک خط مقدم مانند Pantsir-S1 و Tor-M2 و همچنین موشکهای دوشپرتاب فروسرخ جدید، فرصت کمتری برای فرار داشته باشد.
آ-۱۰ در برابر جنگندههای مدرن نیز توانایی محدودی دارد. اگر نیروی هوایی آمریکا نتواند کنترل آسمان را در اختیار داشته باشد، این هواپیما به دلیل موتورهای نسبتاً ضعیف با نسبت رانش به وزن 0.36 و سرعت صعود 1,828 متر در دقیقه، توانایی مناسبی برای فرار از جنگندههای مدرن دشمن یا درگیری با آنها ندارد. جنگندههایی مانند سوخو-۳۵ یا جی-۲۰ در چنین شرایطی برتری زیادی نسبت به آ-۱۰ خواهند داشت.
موضوع بازنشستگی آ-۱۰ و جایگزینی آن با F-35 نیز برای سالها باعث اختلاف میان نیروی هوایی آمریکا و کنگره این کشور شد. فرماندهان نیروی هوایی معتقد بودند هزینه نگهداری ناوگان قدیمی آ-۱۰، تعمیرات ساختاری مانند تعویض بالها و تأمین قطعات یدکی، بخش قابل توجهی از بودجه را مصرف میکند؛ بودجهای که میتوانست برای خرید جنگندههای نسل پنجم F-35A Lightning II استفاده شود. از دید نیروی هوایی، F-35A به دلیل برخورداری از ویژگی رادارگریزی، رادار AESA و سامانههای الکترونیکی پیشرفته، در میدانهای نبرد آینده شانس بیشتری برای بقا و انجام مأموریت پشتیبانی نزدیک هوایی (CAS) دارد.
در مقابل، بخشی از نمایندگان کنگره و مدافعان مأموریتهای پشتیبانی نزدیک هوایی با بازنشستگی آ-۱۰ مخالفت کردند. آنها معتقد بودند F-35A هزینه پروازی بالایی دارد، در حالت رادارگریز مهمات کمتری حمل میکند، مدت زمان کمتری میتواند بر فراز منطقه هدف باقی بماند و برخلاف آ-۱۰ به توپ سنگین و زره تیتانیومی برای حفاظت از خلبان در برابر آتش مستقیم زمین مجهز نیست.آزمایشها و مقایسههای عملیاتی نیز نشان دادند که هر دو هواپیما برای شرایط متفاوتی مناسب هستند. F-35 در محیطهایی که تهدید پدافندی و خطر جنگندههای دشمن بالا است، به دلیل رادارگریزی و سامانههای پیشرفته برتری بیشتری دارد، اما در جنگهای با تهدید پایین یا نبردهای نامتقارن، آ-۱۰سی به دلیل پایداری بالا، ظرفیت حمل تسلیحات بیشتر و دید مناسب خلبان همچنان میتواند برای پشتیبانی از نیروهای پیاده گزینه مناسبی باشد.

با تغییر روشهای جنگی نیروی هوایی آمریکا در اواسط دهه ۲۰۲۰ و افزایش تمرکز بر مدلهای نبرد توزیعشده، اختلافات سیاسی درباره بازنشستگی آ-۱۰ کمرنگتر شد و مسائل مربوط به هزینه نگهداری، لجستیک و نوع مأموریت این هواپیما اهمیت بیشتری پیدا کرد. در بودجههای دفاعی ملی (NDAA) نیز مجوزهای لازم برای آغاز روند بازنشستگی تدریجی آ-۱۰ صادر شد.بر اساس این برنامه، نیروی هوایی آمریکا روند کنار گذاشتن ناوگان ۲۸۱ فروندی آ-۱۰سی را آغاز کرد و قرار بود این هواپیماها با سرعت متوسط ۲۱ تا ۴۲ فروند در سال از خدمت خارج شوند. هدف این بود که با کاهش تدریجی تعداد هواپیماها، منابع نگهداری و قطعات یدکی نیز به تدریج کاهش پیدا کند و ظرفیتهای جدید نیروی هوایی جایگزین مأموریتهای آ-۱۰ شوند.بر اساس برنامهریزیهای نهایی، قرار بود ناوگان آ-۱۰ تاندربولت پس از نزدیک به پنج دهه خدمت، تا اواخر دهه ۲۰۲۰ و حدود سالهای ۲۰۲۸ تا ۲۰۲۹ به طور کامل از سازمان نیروی هوایی آمریکا و گارد ملی هوایی (ANG) خارج شود. هواپیماهای بازنشسته نیز به مرکز تعمیر، نگهداری و بازسازی هوافضا (AMARG) در آریزونا منتقل میشوند؛ مرکزی که به دلیل نگهداری تعداد زیادی از هواپیماهای بازنشسته به «قبرستان هواپیماها» معروف است.